كنار قطره ی اشكم هزار خاطره دفنه این قدر خاطره داریم كه گوی قد یك غرب

گلو می سوزه از عشقت عشقی كه مثل زهره

ولی بی عشق تو هردم خنده با لبهای من قهر

درسته با منی اما به این بودن نیازارم

تو كه حتی با چشماتم نمی گی آه دوست دارم

اگه گفتی دوست دارم فقط بازی لبهات بود

وگر نه رنگ خود خواهی نشسته توی چشمات بود

هرچی عشقه توی دنیا من می خواستم ماله ما شه

اما تو هیچ وقت نزاشتی بینمون غصه نباشه

فكر می كردم با یه بوسه با تو هم خونه می مونم

نمی دونستم نمیشه اخه بی تو نمی تونم

گله می كنم من از تو كه این همه بی رحمی

هزار بار مردم از عشقت تو كه هیچ وقت نمیفهمی

گله می كنم من از تو كه این همه بی رحمی

هزار بار مردم از عشقت تو كه هیچ وقت نمیفهمی

چشام همزاد اشك و خون دلم همسایه ی آهه

زمونه گرگ عشق تو شبیه مكر روباهه

شدم چوپان ساده لوح كنار گله احساس

چه رسمی داره این گله سرچنگال گرگ دعواست

تو این قدر خواستنی هستی كه این گله نمی فهمه

اگه لبخند به لب داری دلت از سنگ و بی رحمه

ببخش خوبم اگه این عشق حیله تورو رو كرد

نفرین به دله ساده كه به چنگال تو خو كرد

هرچی عشقه توی دنیا من می خواستم ماله ما شه

اما تو هیچ وقت نزاشتی بینمون غصه نباشه

فكر می كردم با یه بوسه با تو هم خونه می مونم

نمی دونستم نمیشه اخه بی تو نمی تونم

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 دی 1387    | توسط: امیر بیكس    |    | نظرات()